هر ۱۰۰ ساعت زبان خوندن یک جایزه بزرگ به خودم بدم، برای ۱۰۰ ساعت بعدی یک قلم نوری ۶ میلیونی بخرم، الان ۶ تومن رو دلار بخرم بزارم کیف پول وقتی ۱۰۰ ساعت شد قلم نوری بخرم.
هر ۱۰۰ ساعت زبان خوندن یک جایزه بزرگ به خودم بدم، برای ۱۰۰ ساعت بعدی یک قلم نوری ۶ میلیونی بخرم، الان ۶ تومن رو دلار بخرم بزارم کیف پول وقتی ۱۰۰ ساعت شد قلم نوری بخرم.
چند هفته پیش توی مدرسه یکی از همکاران گفت چند تا نوجوون یه بطری بنزین آتش دادن و انداختن زیر یک ماشین و ماشینه کامل سوخته، امروز هم توی آرایشگاه گفتن یه نفر داشته سشوار استفاده میکرده که برق میره بعد حواسش نبوده سشوار رو از برق بکشه و گذاشته روی تخت، بعد برق آمده و سشوار روشن شده و داغ شده و خونه و کل ۲ میلیارد جهیزیه زنش آتیش گرفته، تصمیم گرفتم خونه و ماشینم رو بیمه آتش سوزی، سرقت و حوادث در کل کنم.
در روز ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳ پدر بی عقل من که واقعا شرمندهام از داشتنش، رفته از کوچک ترین و گرون ترین سوپر مارکت کالابرگ گرفته! آن هم کالاهایی که نیاز نداشتیم! وای ببین چه کسی سرپرست ما هست! از این به بعد که شناختیش هیچی نباید روش حساب کنی، نه نظر بخواهی نه نگاه کنی بهش نه بهش توجه کنی!
رفتیم طلا فروشی گفت هیچ وقت سرویس طلا نگیر، از مد میره ابشده بخر
یکی از دغدغههای من ضبط مکالمه بود که بعد از چند سال روی گوشی قبلیم که هوآوی بود نسخه اصلی رو نصب کردم، امسال یا همون ۲ ماه قبل گوشی a55 خریدم اما متأسفانه ضبط مکالمه اش غیرفعال بود که امروز یعنی ۲۰ اسفند با تغییر csc گوشی اونو فعال کردم و خیلی خوشحالم، علاوه بر گوشی خودم گوشی مادر و خواهرم هم درست کردم.
فروشگاه موادغذایی که صندوقدار بودم دستمزدم رو نداد میخواستم برم با دعوا پولم رو بگیرم اما مادرم گفت دشمن برای خودت درست نکن شاید توی آپ آشنا داشته باشن بعد اذیتت کنن، دشمن یکیش هم زیاده، همیشه حقت رو بگیر و حرفت رو بزن اما با ادب.
من ۹ روز در فروشگاه زنجیرهای موادغذایی کار کردم (از ۱ تا ۹ اسفند) روز ۹ ام صاحب فروشگاه مسخرم کرد، گفت: بدبخت بچههایی که زیر دست تو هستن و آیندشون! شخواستم جوابشو بدم هیچی نگفتم، اما دیگه نرفتم جایی که بهم بیاحترامی میشه نمیمونم. تجربه هایی که در این مدت کسب کردم:
۱. باید بلند و واضح صحبت کنم. ۲. باید کمتر لبخند بزنم و بیشتر جدی باشم. ۳. موقع صحبت کردن لبخند نزنم و جدی باشم. ۴. اجازه ندم بهم کسی بی احترامی کنه. ۵. ضامن حتی همکار و خانواده نشم. ۶. ضامن وام ازدواج نشم ۷. دختر ها حتی مهریه میگیرن برای باز کردن مغازه برای برادر!
اعلام کردند چهارشنبه تعطیله، بایی اشغال اینقدر ناراحت شد، بعد گفتند تعطیل نیست، اینقدر خوشحال شد، حالم بهم میخوره ازش.من توقع بیجا از مردم دارم که اگه باهاشون خوب باشم و احترام بزارم انتظار داشته باشم احترام ببینم و باهام خوب باشن، من پدر خودم باهام دشمنه، دیگه چه انتظاری از مردم داری.
🎯 آرزوهای من
سال ۱۴۰۳
۱. خرید کوئیک
۲. خرید ۲۰۷
۳. خرید خونه در روستا
۴. جکوزی
۵. آیلتس زبان انگلیسی
۶. ماشین تسلا
۷. خرید لپتاپ لنوو پرچمدار
۸. خرید کاغذ دیجیتالی شیائومی
۹. راهاندازی کسبوکار موفق
۱۰. غلبه بر کمرویی و برقراری ارتباط بهتر
۱۱. سفر به دور دنیا در ۸۰ روز
۱۲. نوشتن و انتشار یک کتاب
۱۳. داشتن یک کانال یوتیوب موفق با درآمد بالا
۱۴. غواصی در دریا
۱۵. پرش از هواپیما
۱۶. ساخت مدرسه
۱۷. خرید قلم نوری
۱۸. پیاده روی روی دیوار چین
خیلی شعر های سعدی رو دوست دارم، مثل اینا:
کنکور بهم این بیت شعر رو درس داد:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
و همچنین این بیت شعر:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
برای همین تصمیم گرفتم هر روز یه مقدار سعدی بخونم.