تجربه شاگردی به عنوان صندوقدار
جمعه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، ۰۸:۵۹ ق.ظ
من ۹ روز در فروشگاه زنجیرهای موادغذایی کار کردم (از ۱ تا ۹ اسفند) روز ۹ ام صاحب فروشگاه مسخرم کرد، گفت: بدبخت بچههایی که زیر دست تو هستن و آیندشون! شخواستم جوابشو بدم هیچی نگفتم، اما دیگه نرفتم جایی که بهم بیاحترامی میشه نمیمونم. تجربه هایی که در این مدت کسب کردم:
۱. باید بلند و واضح صحبت کنم. ۲. باید کمتر لبخند بزنم و بیشتر جدی باشم. ۳. موقع صحبت کردن لبخند نزنم و جدی باشم. ۴. اجازه ندم بهم کسی بی احترامی کنه. ۵. ضامن حتی همکار و خانواده نشم. ۶. ضامن وام ازدواج نشم ۷. دختر ها حتی مهریه میگیرن برای باز کردن مغازه برای برادر!
۰۳/۱۲/۱۰